بنفشی ژرف
از سر بی چیزی این شعر رو گذاشتم:
رفتنش...
راهی که که نهایتش ناپیداست
و حیاطی باز
حیاطی با ژرفای بنفش
ژرفای نهان
اندوه نهان
بنفشی عمیق
بنفشی که از ارغوان های نشکفته می گوید
ارغوان هایی که هرگز
باز نخواهند شد
ارغوان هایی که هرگز
باز نخواهند گشت
ارغوان هایی که مرده اند
در سیاهی های بی بهاری
*
خاک حیاط نمناک است
خاک حیاط گل می شود
از اشک ها
اشک های ریخته
اشک های فرو خورده
ارغوان می گرید!
*
آسمان آبی است
راه تا افق می رود
زمستان زیباست
بهار نمی آید
و ارغوان ها بنفش اند
بنفش!
+ نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور ۱۳۸۵ ساعت 22:47 توسط تایماز عظیمی
|