دیگر تقریبن یک هفته می گذرد از جلوس باراک اوباما بر مسند ریاست جمهوری ایالات متحده ی آمریکا. حالا تازه پچپچه ها بلند تر می شود و سوال ها واضح تر به گوش می رسد. اوضاع ایالات متحده و از آن مهم تر جهان نامتحد بدجور درهم ریخته به نظر می رسد و قاعدتن رییس جمهور ابرقدرت متزلزل این روزها باید کاری کند که این سوال ها جواب نیکی بگیرند و اگر نه وای به حال جهانی که خواهیم دید. این سوال ها طبیعتن متنوعند و یکی از این انواع٬ سوال هایی است که ریشه در اخلاق دارند. اخیرن یادداشتی خواندم از «ادواردو گالئانو» نویسنده ی اروگوئه ای. این یادداشت ناظر بر همین دست سوال ها و توقعات بود. نمی توان کلهم مربوطش دانست به اخلاق اما در یادداشتش هر آن چه که مستقیمن مربوط به اخلاق نیست نیز دست کم ریشه در اخلاقیات دارد. دیدم شاید بد نباشد ذکر این یادداشت در این جا:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من امیدوارم
ادواردو گالئانو
آیا اوباما، به عنوان رهبر و كنترلكننده حكومت جدید، میتواند ثابت كند كه تهدیدهایش به جنگ علیه ایران و پاكستان سخنانی پوچ بیش نبودهاند كه صرفاً در طول رقابت انتخاباتی و در جهت گول زدن مخاطبان سختگیر به زبان آمدهاند.
من امیدوارم كه اینطور باشد. و من امیدوارم او حتی برای یك لحظه هم به دام این وسوسه نیفتد كه سوءاستفادههای جورج بوش را تكرار كند. با اینهمه اوباما اینقدر شان و متانت داشت كه وقتی حزب دموكرات و جمهوریخواه آغاز جنگ عراق را تحسین و تشویق میكردند، علیه این كشتوكشتار رای دهد.
واژهای كه در رقابت انتخاباتی اوباما و در سخنرانیهایش بیش از همه تكرار شد «رهبری» بود. آیا او در دولت خود نیز به این باور پایبند خواهد بود كه كشورش برای نجات جهان برگزیده شده؟ یعنی همان ایده زهرآگینی كه او تقریباً با همه همقطارانش در میان گذاشته. آیا او همچنان بر رهبری جهانی ایالات متحد و ماموریت مسیحاییاش برای در دست گرفتن زمام امور اصرار خواهد كرد؟ من امیدوارم بحران اخیر كه بنیانهای امپراطوری را به لرزه انداخته لااقل به كار واقعگرایی و فروتنی دولت جدید بیاید.
آیا اوباما میپذیرد كه نژادپرستی امری طبیعی است، اما فقط زمانیكه علیه كشورهایی به كار گرفته شود كه آمریكا بدانها تجاوز كرده؟ آیا این نژادپرستی نیست كه تعداد تك تك كشتههای متجاوزان آمریكایی را در عراق حساب كنیم و چرتكه بیندازیم، و از سوی دیگر متكبرانه انبوه كشتهشدگان طرف مقابل را نادیده بگیریم. آیا این دنیایی كه در آن شهروندان به شهروند درجه یك و دو و سه تقسیم میشوند و مردگان به مرده درجه یك و دو و سه، نژادپرست نیست؟ پیروزی اوباما در مقیاس جهانی به عنوان نبردی پیروزمندانه علیه نژادپرستی مورد استقبال قرار گرفت. من امیدوارم او در حكومتداریاش بتواند از پسِ این مسئولیت بزرگ برآید.
آیا دولت اوباما بار دیگر صدق این نظریه را اثبات خواهد كرد كه حزب دموكرات و جمهوریخواه، صرفاً دو نام یك حزب واحدند؟ من امیدوارم میل به تغییر، كه در انتخابات اخیر شكل گرفت و تثبیت شد، چیزی بیش از وعده و امیدی واهی باشد. من امیدوارم دولت جدید شجاعت شكستن سنتِ تصمیمگیریِ یك و تنها یك حزب را داشته باشد؛ همان تنها حزبی كه پشت نام دو حزب پنهان شده و در لحظه حقیقی و دقیقه نود، وقتی جنگی ساختگی پیش میآید كم و بیش یك تصمیم واحد میگیرند.
آیا اوباما میتواند به تعهدش مبنی بر تعطیلی زندان شوم گوانتانامو وفادار بماند؟ من امیدوارم و امیدوارم او همچنین به محاصره منحوس دریایی كوبا خاتمه دهد.
آیا اوباما همچنان معتقد است كشیدن دیواری كه از عبور مكزیكیها از مرز جلوگیری میكند* كار مناسبی است، درحالیكه پول و ارز همچنان ردوبدل میشود بدون اینكه كسی از دیگری پاسپورت بخواهد.
اوباما در طول رقابتهای انتخاباتی، هیچگاه صادقانه با موضوع مهاجرت برخورد نكرد. من امیدوارم، حالا كه او دیگر ترسی از ازدستدادن آرای رایدهندگان به خود ندارد، بتواند و بخواهد این دیوار ـ كه طولانیتر و شرمآورتر از دیوار برلین است ـ و همه دیوارهایی را فرو ریزد كه حق رفتوآمد آزادانه مردم را نقض میكند. آیا اوباما كه بسیار مشتاقانه از هدیه كوچك اخیر به بانكداران خصوصی (750 بیلیون دلار) حمایت میكند، طبق روال معمول چنان حكومتداری میكند كه ضرر و زیانها متوجه خیل كثیری از مردم شود و منافع متوجه درصد كمی از آنها شود؟ من میترسم چنین شود، اما امیدوارم اینگونه نباشد.
آیا اوباما پروتكل كیوتو** را تایید و از آن پیروی میكند، و آیا او به اعطای حق مصونیت ویژه به ملتهایی كه بیش از همه سیاره زمین را به مخاطره انداختهاند، ادامه خواهد داد؟ آیا او به نفع ماشینها حكومت خواهد كرد یا انسانها؟ آیا او میتواند مسیر مرگبار زندگی اندك مردمی را تغییر دهد كه سرنوشت همه انسانها را به خطر انداختهاند؟ من میترسم نتواند، اما امیدوارم اینگونه نباشد. آیا اوباما، اولین رئیسجمهور سیاهپوست تاریخ ایالات متحد، رویای مارتین لوتر كینگ را تحقق خواهد بخشید یا كابوس كاندولیزا رایس را؟ كاخ سفید كه اكنون دیگر خانه او محسوب میشود، با دستان بردههای سیاهپوست ساخته شد. من امیدوارم اوباما هرگز این نكته را فراموش نكند.
---------------------------------
* - طرح جنجالی دولت بوش برای ساخت دیواری به طول ۱۱۰۰ کیلومتر مجهز به حسگرهای الکترونیکی با هدف ممانعت از عبور مهاجرین غیرقانونی از مرز جنوبی آمریکا با مکزیک. همزمان با طرح این مساله، در بودجه دولت آمریکا یك میلیارد و دویست میلیون دلار اعتبار برای این طرح اختصاص یافت.
** - پروتکل کیوتو پروتکلی برای «کنوانسیون چارچوب تغییر آب و هوای سازمان ملل» (UNFCCC) مصوب سال 1992 با هدف کاهش گازهای گلخانهای عامل تغییر آب و هوای کره زمین است. «کنوانسیون چارچوب تغییر آب و هوای سازمان ملل» در سال 1992 قدم بزرگی در پرداختن به مساله گرمایش جهانی بود. با افزایش مداوم میزان ورود گازهای گلخانهای به طور فزایندهای روشن شد که تنها تعهد محکم و الزامآور کشورهای توسعهیافته برای کاهش ورود این گازها به جو میتواند پیام قدرتمندی به شرکتها، جوامع و افراد بفرستد تا به مقابله با پدیده تغییر آب و هوا برخیزند. بنابراین مذاکراتی بر روی ایجاد پروتکلی الحاقی به این پیمان اغاز شد.
این پروتکل در 11 دسامبر 1997 در سومین کنفرانس اعضای UNFCCC در کیوتوی ژاپن به تصویب رسید. این پروتکل همان اهداف و نهادهای کنوانسیون را دارد، اما درحالیکه کنوانسیون کشورهای توسعهیافته را «تشویق میکرد» تا میزان تولید گازهای گلخانهای را کاهش دهند، پروتکل آنها را به انجام این کار «متعهد میکند». از آنجایی که پروتکل توکیو تقریباً همه بخشهای عمده اقتصادی را در برمیگیرد، فراگیرترین توافقنامه درباره محیطزیست و توسعه پایدار تا به حال شمرده میشود. پروتکل توکیو پس از امضای روسیه، در 16 فوریه 2005 جنبه اجرایی به خود گرفت. 174 کشور تا نوامبر 2007 این پروتکل را امضا کردهاند. از این کشورها، 36 کشور توسعهیافته (به اضافه اتحادیه اروپا به عنوان یک عضو مستقل) که باید میزان خروج گازهای گلخانهای را به میزان پنج درصد کمتر از حد آنها در سال 1990 کاهش دهند. این کشورها در مجموع مسئول 61.6 درصد گازهای گلخانهای واردشده به جو هستند.
این اهداف باید در یک دوره زمانی پنجساله از 2008 تا 2012 تحقق یابد. در میان کشورهای توسعهیافته تنها کشوری که هنوز این پروتکل را نپذیرفته است، آمریکا است. بیل کلینتون، رئیس جمهور اسبق آمریکا، ابتدا این پیمان را امضا کرد، اما کنگره و مجلس سنای این کشور از موافقت با آن خودداری کردند. 137 کشور در حال توسعه از جمله برزیل، هند و چین پروتکل را امضا کردهاند، اما تعهدی بر گزارش میزان گازهای گلخانهای تولیدی خود ندارند.
منبع: mrzine.monthlyreview, 6 November 2008