بیانیه ی دانشجویان دانشکده ی ادبیات و زبان های خارجی دانشگاه علامه طباطبایی

بسمه تعالی

ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد

                                       من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم

ملت غیور ایران، دانشجویان و استادان دانشگاه ها

متاسفانه شرایط کشور به دلیل نابخردی مسئولان به جایی رسیده است که دانشجویان و مردم معترض، در خیابان ها به رگبار گلوله بسته می شوند و مأموران نامعذور، حتی تاب شنیدن صدای مسکوت اعتراض مردم را ندارند و با چوب و چماق و گاز اشک آور به آنان حمله می کنند و صدا و سیما، در نهایت وقاحت و بی شرمی، مردم معترض را اراذل و اوباش می خواند و آنان را فریب خوردگان استکبار می داند.

اینک که بانگ الله اکبر از بام سرای کشور بلند است،اینک که صدای اعتراض ملت توسط رسانه ی ملی عربده ی اراذل خوانده می شود، اینک که اعتراض مدنی را با چماق پاسخ می دهند، اینک که خشاب اسلحه هایشان پر از گلوله هایی است که مردم را نشانه خواهند گرفت، بر هر انسانی، اعم از مسلمان و غیرمسلمان واجب است که در مقابل ظلم بایستد و فریاد برآورد.

مردم شریف ایران، امروز هموطنان شما، تحت حمله عده ای تمامیت طلب قرار گرفته اند. اگر اسلام شرط باشد که علی (ع) چنین می گوید: "من سمع رجلاً ینادییا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم." (گر کسی بانگ مردی را بشنود که فریاد می زند«ای مسلمانان به فریادم رسید!» و پاسخی به او ندهد مسلمان نیست.

و اگر انسانیت شرط باشدچ کدام انسانی می تواند حملات ددمنشانه ی لباس شخصی ها و گارد و... را ببیند و چشم ببندد؟

ما دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی، به مسئولان کشور هشدار می دهیم هر گلوله ای که از سوی ماموران به سمت مردم شلیک شود تیری است به سمت آبرو و اعتبار و مشروعیت نظام و هر ضربه ای که چماقداران به مردم می زنند، تیشه ای است به ریشه ی نظام جمهوری اسلامی.

ما تا آخرین نفس ایستاده ایم و از خواسته های مشروع و قانونی خود کوتاه نخواهیم آمد.

سگ رامی شده ایم، گرگ هاری باید.

 

                                                                                دانشجویان دانشکده ادبیات و زبان های خارجی

                                                                                                 دانشگاه علامه طباطبایی

... اما جانم را می دهم تا تو نظرت را بیان کنی

من از تفرقه ترسانم.

این روزها در خیابان ها حامیان شیخ اصلاحات مشغول زدن رای حامیان میرحسین موسوی اند. اینان هرگز نمی خواهند بپذیرند که باید آنانی را متقاعد کنند که نمی خواهند رای بدهند. این فعل، فعل غم انگیزی است.

با کروات هاشان به خیابان می آیند و موسوی را فاشیست می خوانند. ما را فالانژ می دانند. ما را حزب اللهی قلمداد می کنند. به ما توهین روا می دارند و همه جا جار می زنند که ما از حامیان میرحسین کتک خوردیم.

ستاد شهروند آزاد - کمپین حمایت از کروبی - پر است از جوانان پر شوری که همگی چند روزی را در زندان گذرانده اند. همگی در ادامه ی تحصیل معلقند و این را بهانه ای می دانند بر محق بودن خود و سروری خود بر عقیده ی ملت. اینان مردم را کم شعور می شمارند و می خواهند بر اینان دموکراسی را به زور حاکم کنند. میان مشتی مردم دین مدار و قرآن باور خود را لاییک معرفی می کنند و انتظار رای جمع کردن دارند و وقتی با بی اقبالی مواجه می شوند دست به تخریب می زنند. تخریب! این جاست که قلب من به درد می آید:

- اگر می خواهید به میرحسین رای بدهید به همین احمدی نژاد رای بدهید بهتر است.

- میرحسین و هوادارنش می خواهند باز شرایط دهه ی شصت را حاکم کنند.

- طرفداران میرحسین فالانژند.

- میرحسین پول تبلیغات خود را از خزانه ی دولت تامین می کند.

- میرحسین می خواهد اقتصاد کوپنی را احیا کند.

و...

چه سود از این همه عداوت؟ اگر با مردمید لااقل مثل مردم شوید. با زبان آن ها حرف بزنید. این همه از موضع بالا حرف زدن را کنار بگذارید. من نمی خواهم از منظر روزنامه نگاران با شما حرف بزنم. من فقط می خواهم که روزی دیگر بتوانید میان مردم دم از دموکراسی بزنید.

این جماعت اصلاح طلب تندرو هیچشان مهم نیست موضع ما که می گوییم فقط احمدی نژاد نباشد. امروز از زبان بزرگانشان شنیدم که اینان فقط قصدشان این است که کروبی رییس جمهور شود و من این موضعشان را تحسین می کنم. اگر حزبند باید موضع مشخص داشته باشند و حزبی عمل کنند. این موضع حزب است و همه ی اعضا و حامیان پیرو آن. اما در این مورد نقد من دقیقن متوجه حزب اعتماد ملی است نه حامیانش. اگر الیوم من رای می دهم نه برای سرکار آمدن دولتی ایده آل است که - هیچ کدام ایده آل نخواهند بود ـ که برای رد احمدی نژاد و پشت کردن به بی سوادی دولت اوست.

اگر حرف های این آقا عملی شود باید جمهوری اسلامی را از بیخ و بن کنده فرض کرد و این امر خود سازنده ی سد بزرگی است پیش روی کروبی و گروهش؛ این اشتباهی است که پیش از این هم کرده ایم. حمایت من از موسوی حمایت از روند کند و پله پله ای است که منجر به اصلاح بنیادی می شود. به حامیان کروبی احترام فراوانم را می فرستم که این همه تشکیلاتی و حزبی حرکت می کنند اما گوشزد می کنم که محکومند به شکست. اگر اصلاحات بنیادی نباشد به بادی فروخواهد ریخت. اصلاح کند و از درون اصولگرایی را ارجح بر هر تندروی می دانم.

جماعت حامی شیخ گویا می خواهند اگر انتخابات به دور دوم کشید ـ و تنها موسوی و احمدی نژاد در رقابت ماندند ـ به موسوی رای ندهند و این را تصمیم حزبی خود قلمداد می کنند. من می گویم دمتان گرم که برایتان هیچ مهم نیست جز روی کار آمدن رییستان اما از رییس شما مهم تر این ملتند که دیگر همه چیزشان را آماده کرده اند برای سقوط آزاد!

رای بدهید حق دارید رای ندهید هم حق دارید اما لااقل اندکی با مردم باشید که اگر روزی به هر نحوی در جایگاهی قرار گرفتید بتوانید در چشم این جماعت نگاهکی بیندازید.

من شرط تعیین می کنم

بی حرف پیش من به کسی رای می دهم که تضمین کند در ایران یک فروشگاه عرضه ی تولیدات موسیقی راه بیاندازد تا کونم نسوزد که آلبوم ۲۰۰۸ فلانک را نمی توانم دانلود کنم.